www.Ghahremanan.ir

 صندوق حمايت از قهرمانان و پيشکسوتان ورزش کشور

 

با پیشکسوتان ورزش (9)
یاوری: آن روزها با مدالهایمان کام مردم را شیرین می کردیم و این روزها با شیرینی هایمان
" مصاحبه با امیر یاوری؛ دارنده مدال برنز بوکس بازیهای آسیایی توکیو "

سپیده نوری/ 10آذرماه سال 1310 مردی در مرحله مخبرالدوله بدنیا آمد که بعدها قهرمان بوکس ایران شد، هنوز صدایش صلابت نایب قهرمان فستیوال جهانی هلسینکی را دارد، با اینکه 80 دهه از زندگی را از سر گذرانده اما همانند سالهای دور قهرمانی محکم و رسا صحبت می کند، محبت کلامش اورا ازخشونت ورزش قهرمانی بوکس جدا می کند، بله امیر یاوری قهرمان بوکس کشورمان است که این روزها دوران بازنشستگی را در کارخانه شیرینی و نان پزی خانوادگی اش می گذارند، خودش با لبخند می گوید: " آن روزها با مدالهایمان کام مردم را شیرین میکردیم و این روزها با شیرینهایمان "، با او گفتگویی کردیم که می خوانید.

- در حال حاضر چه میکنید جناب یاوری؟
در حال حاضر مشغول کار و کاسبی هستم و یه شغل خانوادگی داریم که همه برادرها و پسرهایم باهم انجام میدهیم، کارخانه نان پزی و قنادی داریم و نان میگذاریم در سفره های مردم و کامشان را شیرین میکنیم، خداراشکر خیلی از شغلم راضی هستم. از هیئت بوکس استان تهران هم سالهاست که استعفا دادم.

- درباره بیوگرافی شما اطلاعات زیادی در دسترس نیست، حتی در سایت فدراسیون بوکس هم اطلاعاتی درباره شما پیدا نکردم، از خودتان و اینکه چطور شد که به ورزش بوکس علاقه مند شدید بگویید.
10 آذرماه سال 1310 در تهران بدنیا آمدم. در محله مخبرالدوله ساکن بودیم. آن زمان باشگاه نیرو و راستی معروف در محله مخبراالدوله بین شاه باد و مجلس بود. در آن باشگاه بود که بوکس علاقه مند شدم و رفتم سمت بوکس؛ باشگاه نیرو و راستی کشتی، هارتل و بوکس داشت و همه بهترین های این رشته های ورزشی در باشگاه نیرو و راستی تمرین می کردند، تنها باشگاه آن زمان هم نیرو و راستی بود اما کم کم به مرور زمان باشگاهی به نام دوچرخه سواران تشکیل شد که بعدها به تاج تغییر نام داد و درحال حاضر اسم این باشگاه استقلال است. باشگاه دوچرخه سواران همیشه رقیب باشگاه نیرو و راستی بود و سرانجام باشگاه نیرو و راستی بعد از کودتای 28 مرداد برای همیشه تعطیل شد.

- چرا؟ تعطیلی یک باشگاه ورزشی چه ارتباطی به اتفاق سیاسی کودتای 28 مرداد داشت؟
همیشه میخواستند باشگاه نیرو و راستی را به هر نحوی که شده بکوبند، آن زمان این انگ را زدند که اکثر روشنفکرها در این باشگاه جمع می شوند و یک سری برچسیب سیایی به باشگاه زدند که بعد از این تعطیلی دیگر منحل شد و هیچ وقت رنگ دوباره ای به خود ندید. البته باشگاه شاهین را یک مدت بستند اما بعد از مدتی دوباره باز شد اما نیرو وراستی برای همیشه بسته شد، خانمی به نام مهران صاحب آن بود.

- آن زمان که بیشتر کشتی رو بورس بود و کشتی گیرهای به نام آن زمان هم در باشگاه نیرو و راستی تمرین میکردند چطور شد ورزش بوکس را انتخاب کردید؟
بله، آن موقع باشگاه نیرو وراستی اسم و رسمی برای خودش داشت، مثلا مرحوم تختی و زندی و علی غفاری که باشگاه فولاد تمرین می کردند هرازگاهی هم به باشگاه ما می آمدند. در محله ما هم اکثر کشتی گیر بودند و بوکسور، ساکنین محله ما بیشتر ارامنه بودند و ورزش بوکس را برای فعالیت انتخاب می کردند و همین هم باعث شد من به سمت بوکس بیاییم. با اولین مسابقه ای که دادم توجه ها را جلب کردم و وارد تیم ملی بوکس شدم و هیچ موقع باخت داخلی نداشتم.

- چرا به المپیک هلسینکی اعزام نشدید؟
دوست داشتم به المپیک هلسینکی سال 1352 برام اما ما را نبردند و قهرمان های انتخابی را اعزام کردند، گفتند بودجه نداریم اما سال بعد تیم ملی بوکس را به فستیوال جهانی هلسینکی اعزام کردند و آنجا خوشبختانه نایب قهرمان شدم و مدال نقره فستیوال جهانی هلسینکی را گرفتم که اولین بازی خارجی من بود.

- چند سال در تیم ملی بودید؟
13 سال در تیم ملی بوکس بوم، در بازیهای آسیایی توکیو 1337 مدال برنز و در المپیک 1339 رم هشتم جهان شدم، بعدها زمانی که آقای امینی نخست وزیر شد گفتند در هیچ موردی بودجه نداریم و ما را به مسابقات آسیایی تایلند اعزام نکردند.

- چند سال داشتید که ورزش بوکس را شروع کردید؟
من از 16 سالگی ورزش بوکس را شروع کردم، خیلی زود بین مبتدی ها مسابقه گذاشتند، سال 1327 بود که قهرمان شدم و دعوت شدم به تیم ملی، یعنی در 17 سالگی. سال اول به عنوان بوکسور رزرو در تیم ملی بودم، در 13 سالی که در خدمت تیم ملی فعالیت میکردم در یک وزن ثابت بودم یعنی از 17 سالگی تا 30 سالگی وزن من به هیچ عنوان تغییر نکرد. سال 1342 ازدواج کردم، یک دوره کوتاه هم رفتم آمریکا و زیر نظر یک مربی آمریکایی به نام جولی مندرس آموزش دیدم. مندرس در المپیک رم سرمربی تیم بوکس آمریکا بود. 8 ماه در آمریکا دوره دیدم و بعد خانمم باردار شد و آذرماه سال 1343 به تهران بازگشتیم.

- هنوز هم ورزش میکنید؟
(با خنده) آن زمان از ترس اینکه وزنم بالا نرود ورزش میکردم و الان از ترس اینکه مریض نشوم ورزش میکنم. در حال حاضر تنها ورزشی که میکنم شنا هست و سعی میکنم اکثر تمرین ها ی پرفایده ورزشی را داخل آب انجام دهم.

- قدیمی ترین بوکسور ایران شما هستید؟
من 82 سال سن دارم و فکر نمیکنم قدیمی تر از من در بوکس ایران کسی باشد، البته سرهنگ میرفخرایی هم که از بوکسور های خوب ارتش یکی از داوران بین المللی خوب ما بودند.

- سایت فدراسیون بوکس مرحوم عبدا... نادری را بنیان گذار بوکس می داند که با یاد دادن وزنه برداری به یک افسر آمریکایی به نام << پل دولین>> وی هم به وی بوکس را آموزش داده و اینچنین ورزش بوکس در کشور ما رایج شده، نظر شما چیست؟
بوکس بعد از جنگ جهانی دوم که آمریکایی ها و انگلیسی ها به سمت جنوب غربی کشور یعنی اهواز و آبادان آمدند شروع شد. با این روایت نشنیدم؛ بله، آقایی به نام عبدا... نادری که تحصیلات خود را در آمریکا تمام کرده بود بوکس را از آنها یاد گرفته بود و به ایران آورد، بعدهافدراسیون بوکس را تشکیل دادند و خدا بیامرزد مرحوم خاقانی را، او نیز نزد آمریکایی ها بوکس را یاد گرفته بود، این دو نفر از بانیان آغاز ورزش بوکس و آموزش آن در کشور بودند.

- چرا اکثرا ارامنه به ورزش بوکس علاقه مند بودند؟
چون آن موقع بوکس یه ورزش فرنگی بود و اکثر ایرانی ها به سمت یادگیری کشتی میرفتند. پطروس و آقاسی از بوکسورهای آن زمان بودند،‌آقاسی الان همراه با پسرش تنیس بازی میکند و سال 52 بود که بعد از المپیک هلسینکی به آمریکا رفت و هم آنجاهم ماندگار شد. در کارگاه های پالایشگاه بوکس تمرین میکردند، از اهواز و آبادان شروع شد وبعد به تهران آمد و کم کم به بندر انزلی و رشت هم سرایت کرد و بوکس همه گیر شد.

- البته ورزش تقریبا گرانی است...
بله، بوکس ورزش گرانی است، در کشتی فقط یه تشک است و ورزشکارها روی آن تمرین می کنند، در بوکس دستکش خوب و کیسه بوکس خوب و ... می خواهند. الان یک جفت دست کش خوب بوکس 250 هزار تومان است. آن موقع خیلی ارزانی بود، اما همان موقع هم ما کمبود بوکسور داشتیم. اما در حال حاضر صدهزار تا بوکسور داریم. مثل همه ورزشکارهای دیگر کار میکردیم، آن زمان علاقه مند بودیم و به چیز دیگری فکر نمیکردیم.

- بوکسورهای خوب آن زمان چه کسانی بودند؟
ما در ایران بوکسورهای خوبی داشتیم مثل آقای حسین طوسی که یکی از برادرانش هم قهرمان کشتی شده بود، ساجدیان و ایساپک هم از بهترین های بوکس آن زمان بودند. من همیشه دلم میخواست بروم خارج از کشور و قهرمان بشوم، دلم میخواست مثل ارامنه بوکس بازی کنم و تقریبا به همه آرزوهایم رسیدم.

- به عنوان یک پیشکسوت چه توقعی از مسئولان ورزشی دارید؟
میخواهم از صندوق اعتباری قهرمانان تشکر کنم که تسهیلاتی درست کردند و ورزشکارها را بیمه کردند و یک مقرری هرچند اندکی به آنها می دهند، یک عده واقعا روی این پول حساب میکنند، ورزشکارها یک زمان گم شده بودند و الان جایی هست که نامشان ثبت شود، خدا پدرشان رابیامرزد و دستشان درد نکند.

- آیا فرزندانتان هم راه شما را ادامه دادند؟
خانواده پدری من یک خانواده 10 نفری بودند یعنی 8 تا بچه بودیم. در حال حاضر خودم سه تا پسر دارم ، پسر بزرگم زمانی که رفته بود فرانسه آنجا بوکس کار کرده بود، دو پسر دیگرم در تیم جوانان بودند اما حالا دیگر کمک حال من شدم و با پسرهایم کارخانه را میچرخانیم و در حال حاضر تنیس و شنا بازی می کنند.

- بزرگترین شادی شما در زندگیتان چه بوده است؟
تشکیل خانواده و ازدواج و بچه دار شدن از بهترین اتفاقات زندگیم است و دعوت شدن به تیم ملی بزرگترین خوشحالی من بود، چون سریع به مسافرت های مختلف رفتم . چیزی نبوده در زندیگم که بخواهم به ٱن برسم و نرسیده باشم.

- مثل اینکه خیلی مسافرت کردن را دوست داشتید؟
(با خنده) حالا هم مسافرت را دوست دارم، زندگی بدون مسافرت معنایی ندارد.

- رمز موفقیت یک ورزشکار چیست؟
باید علاقه مند باشند و هدف داشته باشد، ورزش کار سختی است آنهایی موفق می شوند که به خودشان و ورزش ایمان داشته باشند ، ورزشکارها باید توقعشان را پایین بیاورند تا مردم دوستشان داشته باشند.

پایان مصاحبه

تاريخ  ارسال خبر:دوشنبه 1 ارديبهشت 1393 - 10:37

کد خبر:25313-1397

 

 
Copyright © www.Ghahremanan.ir

کليه حقوق خبری و تصويری سايت متعلق به صندوق حمايت از قهرمانان و پيشکسوتان می باشد.